Sunday, September 23, 2018

نشست احزاب چپ در استکهلم




 


آقای یدی شیشوانی از اتحاد فداییان کمونیست قیام مردم در دوره حاضر را در حقیقت ادامه قیام بهمن 57 دانستند که سرکوب و مهار شد. ایشان عنوان کردند که سرمایه داری در کشورهای پیشرفته نیز به بن بست خورده و خرابی به بار آورده است و از نمونه های آن به فروش اسلحه به کشورهای کمتر توسعه یافته و برافروختن آتش جنگ و کشتار اشاره کردند. ایشان با بیان این مطلب که اعتصابات و اعتراضات کارگری همواره به شورش های اجتماعی می انجامد این نکته را متذکر شدند که اگر این شورش ها رهبری و مدیریت نشود به سوی ناسیونالیزم و فاشیزم و یا مذهب کشانده خواهد شد.
ایشان با بیان اینکه در یک انقلاب هم توده لازم است هم احزاب یا آور شدند که نیاز به رهبر برای پیشبرد جنش احساس می شود. ایشان در ادامه بر وجود شورا به عنوان پل ارتباطی میان توده و گروه پیشرو تاکید کردند و در ادامه افزودند که اگر حکومت اسلامی اجازه تشکیل شوراها را نمی دهد باید از کمیته های کارخانه یا کارگری آغاز نمود.
ایشان در پایان مجددا بر وجود شورا به عنوان نهادی که تحت نظارت مستقیم مردم است تاکید کرده و آن را به عنوان اصل واجب دموکراسی از پایین دانستند.

آقای سعید سهرابی از هسته اقلیت با سخنی از مارکس سخنان خود را آغاز کردند: " سوسیالیزم همانند یک جنبش است که وضعیت کنونی را ملغی می کند". ایشان در ادامه عنوان نمودند که مسئله طبقات، فقر و غنا، از خود بیگانگی، ارزش و موقعیت انسانی باید مورد بازبینی انساسی قرار بگیرد. ایشان در ادامه افزودند که سیستم های غربی نیز که از ترس فروپاشی نظام سرمایه داری امتیازاتی به طبقه فرودست داده بودند، اکنون مشغول بازپس گیری تمامی آن امتیازات هستند. آقای سهرابی به عنوان مثال سیستم سوسیال دموکراسی را نام بردند که به عقیده ایشان برای پر کردن فاصله میان طبقه کارگر و سرمایه دار به وجود آمد تا طبقه کارگر، طبقه سرمایه دار را سرنگون نکند. 
ایشان در ادامه افزودند که مردم ایران نباید به سیستم های غربی به عنوان آینده تابناک نظر کنند چرا که ناکارامدی آن عیان گشته و در حال از میان رفتن است.
ایشان با طرح سوال کلیدی " از آلترناتیو پسا حکومت اسلامی بپرسید که می خواهد با سرمایه چه کند" افزودند که آزادی در آینده ایران با سرمایه داری ممکن نیست.
ایشان نیز همچون آقای شیشوانی بر لزوم تشکیل شورا تاکید نموده و عنوان کردند که در شوراها امکان اصلاح اشتباهات وجود دارد.
ایشان اردوگاه سوسیالیستی را در حال گذار از بحران ارزیابی کردند وعنوان کردند که پس از انشعابات پس از بحران، اکنون دوره اتحاد فرا رسیده است و احزاب چپ را به همگرایی دعوت کردند.

در ادامه لینکهای بیانیه مشترک احزاب چپ حاضر در نشست پیوست شده است. فرمت آنها "پی دی اف" می باشد.

Sunday, September 16, 2018

راهپیمایی در حمایت از مادران خاوران و اعتراض به کشتار دهه ۶۰



روز شنبه 15 سپتامبر در شهر استکهلم راهپیمایی در حمایت از مادران خاوران و اعتراض به کشتار دهه ۶۰ انجام گرفت
در این راهپیمایی بسیاری از فعالان سیاسی و حقوق بشری متعلق به طیف گسترده ای از احزاب، گروه ها و سازمانهای چپ فعال در خارج از کشور حضور داشتند
کنشگران آزاد ایران نیز همچون سایر گروه های فعال حقوق بشری در این راهپیمایی حضور یافت
ویدئوهای مربوط به این راهپیمایی را می توانید در بخش ویدئوها مشاهده کنید

Wednesday, July 11, 2018

حضور کنشگران آزاد ایران در تجمعی اعتراضی

 
 
کنشگران آزاد ایران روز یکشنبه هشتم جولای 2018 در تجمعی اعتراضی که به میزبانی سازمان دموکراتیک یارسان برگزار گردید شرکت نمودند.
این تجمع با اهداف گوناگونی تشکیل گردید که رئوس آن عبارت بودند از:
حمایت از اعتراضات سراسری مردم ایران.
حمایت از زندانیان عقیدتی و سیاسی و درخواست برای آزادی بی قید و شرط آنان.
حمایت از رامین حسین پناهی و اعتراض به وضعیت بد زندانها و همچنین ضرب و شتم و شکنجه زندانیان.
اعتراض به بی کفایتی و ظلم و فساد مسئولین و حاکمان اسلامی که کشور را به لپه پرتگاهی عمیق کشانده است.
اعتراض به سیاستهای غلط رژیم اسلامی در قبال محیط زیست که موجب بی آبی گسترده گردیده و در آینده موجب غیر قابل سکونت شدن کشور خواهد گشت.
همدردی با هموطنان عرب، بلوچ، کرد و تمامی کسانی که تحت ظلم و ستم حکومت اسلامی در سختی و تنگنای غیر قایل وصفی قرار گرفته اند.
شایان ذکر است که تنی چند از اعضای گروه ها و احزاب دیگر نظیر حزب دموکرات کردستان ایران، حزب کومله زحمتکشان کردستان ایران، حزب مردم بلوچستان، حزب کمونیست کارگری نیز در این تجمع حضور فعال داشتند.

برای دیدن گوشه های از این تجمع به اینجا بروید

Thursday, June 21, 2018

​روز چهارشنبه به مناسبت20 ژوئن، روزجهانی حمایت اززندانیان سیاسی
تعدادی از فعالین حقوق بشری مقابل سفارت ایران در استکهلم تجمعی اعتراضی تشکیل دادند.
هدف از این تجمع اعتراضی  دفاع از جان و زندگی زندانیان سیاسی در بند حکومت اسلامی بود.
احمدرضا جلالي،رامین حسین پناهی و دیگر زندانیان سیاسی، عقیدتی ومدنی

https://www.youtube.com/watch?v=-5bHjb7G5VQ&feature=youtu.be

Sunday, June 17, 2018

تجمع اعتراضی کنشگران در استکهلم

روز شنبه شانزدهم یونی 2018 تجمعی اعتراض آمیز توسط کنشگران آزاد ایران برگزار شد 
این تجمع به مناسبت روز جهانی زندانیان سیاسی بود و در آن تنی چند از اعضای کنشگر حضور داشتند.
کنشگران همچنین خواستار آزادی بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و همچنین متوقف نمودن حکم اعدام رامین حسین پناهی زندانی سیاسی کرد و محمد ثلاث از دراویش بازداشت شده در حادثه گلستان هفتم شدند
 



 

 

Sunday, June 3, 2018

کنشگران علیه حکم اعدام

تنی چند از اعضای کنشگران آزاد ایران در تجمعی اعتراضی که روز شنبه دوم یونی 2018 در شهر استکهلم برگزار شد شرکت کردند.
در این تجمع اعتراضی که علیه حکم اعدام رامین حسین پناهی،" فعال سیاسی کرد که در خطر اعدام قریب الوقوع قرار دارد" برگزار شد، گروه ها و احزاب مختلفی حضور داشتند.
برای مشاهده تصاویر بیشتر می توانید به سربرگ تصاویر مراجعه کنید

 حضور کنشگران آزاد ایران در تجمع اعتراضی روز شنبه

Friday, May 4, 2018

آیا پایان رنجهای مردم نزدیک است؟

 
 فرشید سلطانی، کنشگران آزاد ایران
 
سرزمینی که اکنون به نام ایران می شناسیم در طول تاریخ شاهد اتفاقات و تحولات بسیاری بوده است. می توان گفت که تقریبا تمامی ماجراجویان و جهان گشایان، اشغال، غارت و ویرانی این سرزمین را در کارنامه خود داشته اند. از اعراب مسلمان و مهاجمان مغول گرفته تا اسکندر مقدونی و بسیاری از لشکرهای نظامی اروپایی. نکته غم انگیز در این است که این سرزمین هیچگاه توان مقابله در برابر هیچکدام از این مهاجمان را نداشته در نهایت بازنده میدان بوده است. تاریخ نشان داده است که پس از هر شکست، سرنوشت مردمان این سرزمین نیز به گونه ای اساسی تغییر کرده و در مواردی حتی منجر به تغییر زبان، آداب و رسوم و سبک زندگی آنان شده است. به جرات می توان گفت که دوران بسیار کمی در تاریخ این سرزمین محنت دیده یافت می شود که در آن مردم مدتی را بدون ترس و وحشت از مهاجمان و حاکمان زیسته باشند. در این میان البته زندگی اقلیت ها، به ویژه اقلیت های مذهبی بسیار بیشتر دستخوش تغییر و دگرگونی شده است.  به بیان دقیق تر هر از گاهی گروهی از مردمان به سبب تفاوت در دین و مذهب یا نژاد یا زبان و... مورد هجوم یا تحقیر و ستم قرار می گرفتند.
بهایی ها، ستمدیده تر از یهودیان اروپا
موژان مؤمن(Moojan Momen) در مجموعه مقالاتی درباره مذاهب بابی و بهایی عنوان می کند که در قلع و قمعی که به دنبال تیرباران شدن سید علی محمد مشهور به باب در سال 1850 آغاز گردید، حدود بیست هزار نفر از مؤمنین اولیه که شامل زنان و بچه ها هم می شدند، اغلب به بیرحمانه ترین و غیر انسانیترین وضعی کشته شدند واموالشان به غارت رفت یا نابود گردید. گزارش هائی که شاهدان عینی اروپائی در این دوره بجا گذاشته اند، روایت می کند که چگونه پیروان باب را با آهن گداخته داغ می کردند، سنگسار می نمودند، جمجمه هایشان را می شکستند، با توپ دو نیم می کردند، به عنوان هدف برای تمرین تیراندازی وارونه از درختان آویزان می کردند، دندانهایشان را از ریشه بیرون می کشیدند، چشم هایشان را از حدقه در می آوردند، آنها را مجبور می کردند تکه های بریده شدۀ بدن خودشان را بخورند، شمع های روشن در بدنشان فرو می کردند، و آنها را با زنجیر به دنبال دسته های ارتشی در کوچه ها می گرداندند، پوست کف پای آنها را  می کندند و در روغن داغ فرو کردند، پاهایشان را نعل می کردند و قبل از این که اعدامشان کنند، آنها را می دواندند.
 
یارسانی ها، مظلوم و محجوب
شاید بتوان به جرات گفت که یارسانی ها(پیروان آیین یارسان) گروهی از مردمان این سرزمین هستند که هیچگاه رنگ آرامش و آسایش ندیده اند. در زمان ورود اعراب مسلمان آنها برای حفظ جان و مالشان ناچار به جنگ و گریزها و مهاجرت های بسیاری شدند. پس از آن نیز نیروهای حاکم همواره به مناطق یارسان نشین حمله ور شده و زندگی آنان مختل نموده اند. آنها همواره با دو اتهام دست و پنجه نرم می کردند، کرد بودن و غیر مسلمان بودن. در دوران معاصر نیز وضعیت بهتر نشده است و هر از گاهی حکومت مرکزی شماری از بزرگان یارسانی را کشته است. برای مثال می توان به تیمور بانیارانی اشاره کرد که توسط حکومت قجری در سسبزه میدان کرمانشاه کشته شد. در دوران حکومت اسلامی اما فشار به این اقلیت مظلوم به نهایت خود رسیده است و انواع تبعیضات و بی عدالتی ها را تجربه نموده اند تا جایی که چندین یارسانی در اعتراض به ستم و بی حرمتی یارسانی ها و آیینشان خود را به آتش کشیدند.
این جنایات وحشتناک تنها به سبب تفاوت مذهبی اتفاق افتاده است. نمونه های بسیاری از این دست را می توان در تاریخ این سرزمین یافت که عده ای به دلیل تفاوت در مذهب مورد فجیع ترین جنایات قرار می گرفتند.
گاهی اما دلیل و سبب آزار و اذیت و تحقیر افراد، زبان و یا تعلق به نژادی خاص بوده است. گرچه شماری از محققان و پژوهشگران، ناسیونالیزم و تئوری نژادی را توطئه استعمار دانسته و یا آنرا نادرست می دانند و معتقدند مسائل و مباحث نژادی تنها ابزاری برای تفرقه و ایجاد نزاع میان مردمان بوده است. برای مثال همچون دکتر شاپور رواسانی استاد پیشین دانشگاه الدنبورگ آلمان عقیده دارد که "ما اصلا نژادی با نام آریایی نداریم".  اثرات این خودبرتر بینی نژادی را می توان امروزه در میان مردم به وضوح در جوک های قومیتی و دیدگاه فاشیستی مرکزنشینان نسبت به کسانی که شهرستانی می نامند مشاهده کرد. محمود فرجامی، پژوهشگر رشته ارتباطات در دانشگده خنت بلژیک درباره جوک های قومیتی می گوید: "دست کم از هزار سال پیش این مسئله وجود داشته و اقوام مختلف در دوره‌های مختلف به صفات مختلف منصوب شده‌اند". در دوران معاصر اما این مسایل نه تنها کمرنگ نشده است که با شدت بیشتری پیش رفته تا اینکه در دوران حاکمیت ملاهای شیعه بر ایران به نهایت خود رسیده است. جامعه ما اکنون از مشکلات بسیاری رنج می برد که مشکلات معیشتی و اقتصادی گوشه ای از آن است. تقسیم مردمان به فرادست و فرودست. خودی و غیر خودی و تقسیم بندی های دیگر همواره دیواری بوده است میان مردمان این سرزمین و عامل جدایی و تفرقه که نتیجه مستقیم آن ظلم و ستم راحت تر به آنها توسط حاکمان و تبدیل آنها به سربازان بی جیره و مواجب حکومت برای سرکوب خودشان. تاریخ هیچگاه فراموش نخواهد کرد جنایاتی که در کردستان اتفاق افتاد و سکوت سنگین عموم مردم را و یا تخریب گورستان و مکانهای مقدس اقلیتهای قومی و مذهبی به وسیله افراد ناآگاه و متعصبی که توسط ملاها شستشوی مغزی شده و به ماشین تخریب حکومت تبدیل شده اند. به تازگی گروهی از شهروندان موسوم به دراویش مورد شدیدترین آزارها قرار گرفته و چندین نفر از آنان تاکنون زیر شکنجه ماموران رژیم جان داده اند و عجبا که کسی نمی پرسد جرم آنها چیست و چرا نیروهای سرکوبگر اینچنین وحشیانه بر آنها تاخته اند.
 مهرداد درویش پور، جامعه‌شناس مقیم استکهلم در گفتگویی با دویچه وله در پاسخ به این پرسش که آیا نژاد پرستی در میان ایرانیان وجود دارد یا خیر، آنرا نفی نمی کند و قائل به این موضوع است که در مواردی ایرانیان نژاد پرستند. برای مثال می توان از رفتار با افغانهای مقیم در ایران نام برد. زندگی افغان‌هایی که با وجود دهه‌ها زندگی و کار در ایران همچنان باید بدون کمترین حقوقی زندگی کنند بسیار تاثر برانگیز است.  سپنتا دادفر، وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی پیشین افغانستان در کتاب خاطرات خود (جلد یک، صفحه ۷۴) می نویسد: روزی (در دهه ۱۹۸۰) برای خرید شیر در تهران به دکانی رفتم؛ دکاندار نگاهی به سر و وضع من کرد و گفت: به‌به، آقای افغانی این شلوار رو پات کردی که نشناسمت؟ برو، این شلوار به تو نمیاد. من هم از خیر شیر گذشتم.
متاسفانه روز بروز بر این تقسیم بندی ها اضافه شده و هر روز گروه بیشتری به غیر خودی تبدیل می شوند. حکومت اسلامی ایران در بدو تولد خونین خود بسیاری از دگراندیشان را به جوخه های اعدام سپرد و یکی از بزرگترین مهاجرت های تاریخ این سرزمین اتفاق افتاد. تعداد زیادی از مردم برای نجات جان خود رهسپار کشورهای اروپایی و آمریکا شدند. کسانی که باقی ماندند یا کشته شدند و یا تن به زندگی تحت قوانین رژیم جنایتکار آخوندی دادند. اخراج و پاکسازی معلمان، کارمندان دولتی، فعالان سندیکائی، فعالان سیاسی، اندیشمندان غیرمکتبی، استادان، دانشجویان، خبرنگاران، پیروان دین‌ها و مذهب‌های دیگر و حتی شیعیان غیرافراطی، در مراحل گوناگون و به طور گسترده و دائم، در همه سطوح اجرا شد. این رژیم از همان آغاز جنگی را به مردم تحمیل کرد که  نزدیک به سیصدهزار کشته برجای گذاشت. ویرانی، آوارگی، ورشکستگی و فقر شهرهای غربی و جنوبی ایران را در بر گرفت. از جمله جنایت های دیگر این رژیم می توان به دست بردها در عرصه فرهنگی اشاره نمود. شستشوی مغزی کودکان و ترویج قوانین عقب افتاده و منحط مذهبی به جای قوانین مدرن و مبتنی بر حقوق بشر، ترویج خشونت و تنفر، نهادینه کردن جنگ طلبی از جمله جنایاتی است که حکومت اسلامی در حق کودکان انجام می دهد. اعدام کودکان نیز از جمله جنایات غیر قابل بخشش و غم انگیزی است که حاکمان اسلامی بر آن اصرار ویژه ای دارند چرا که پایه مذهبی دارد. رادیو فردا در بخش هایی از گزارش خود تحت عنوان "سازمان های مدافع حقوق بشر: اعدام نوجوانان را متوقف کنید" به بررسی این قانون و ریشه آن پرداخته است. احد قربانی دهناری در مقاله ای تحت عنوان "جنایت کلان جمهوری اسلامی که با سکوتی باورنکردنی برگزار شد" به بررسی پاکسازی اساتید دانشگاه، معلمان و دانشجویان غیر خودی توسط حکومت نوپای ملاها و تاثیرات آن بر والدین و کودکان می پردازد. این کار در حقیقت به معنای تیشه زدن به ریشه علم و ادب و فلسفه و هنر در ایران بود و متعاقبا پرورش نسلی فاقد پرنسیب و آماده پزیرش هرگونه تبلیغات مسموم و منحط از سوی ملایان.
و اما تمامی این جرم و جنایتهای انجام شده و ظلم و ستم هایی که در طول تاریخ بر این مردم روا داشته شده است باعث گردیده مردم ایران به نحو قابل توجهی آسیمیله شده و به همانند سازی با گروه غالب مبادرت ورزند تا اندکی از فشارها و تهدیدها بکاهند. مسئله آسیمیلاسیون همواره به عنوان ابزاری در دست حاکمان و گروه های چیره به وضوح نمایان بوده است. مردم ایران در دوران معاصر نیز شاهد این پدیده شوم که نوعی نسل کشی(Genocide) فرهنگی است بوده اند. سیاست آسیمیلاسیون در دوران معاصر در حق ملل غیر فارس و غیر شیعی امامی شروع شده و در زمان حکومت پهلوی نیز دنبال گشت، پس از انقلاب اسلامی نیز از طرف حاکمیت ادامه یافته است. سیاست آسیمیلاسیون با شعارهای تک زبان، تک دین و تک فرهنگ، تقریبا در یک قرن گذشته در راستای تشکیل حکومتی مرکزگرا و ملی، تبدیل به رویکردهای اساسی سیاسی حکومتهای پهلوی و اسلامی گشته است.
اما اکنون که به نظر می رسد حکومت اسلامی نیز تاریخ مصرفش تمام شده و رو به پایان است چه باید کرد؟ پر واضح است که گروه ها و نیروهای تمامیت خواه و اشغالگر کوپن های خود را به تمامی مصرف کرده و مردم دیگر اجازه نخواهند داد که یک نیروی تک قطبی و دیکتاتور زمان امور آنان را به دست بگیرد زیرا همه مستبدین از شاهنشاهی تا ملی و مذهبی شانس خود را امتحان کرده و نه تنها مردم روی آرامش و امنیت بخود ندیده اند که آنان را درگیر جنگ، قحطی، بیماری و بلایای بسیاری نموده که خلاصی از بسیاری از آنها نظیر خشکسالی و محیط زیست تخریب شده تقریبا قرن ها طول خواهد کشید.
بحث پیرامون سیستم مناسب و ایده آل مهمترین و حساسترین کاری است که مردم و دلسوزان و هواخواهان آزادی می بایست به آن احتمام ورزند. اگرچه ممکن است این بحث سالها و حتی دهه ها به طول بیانجامد و یافتن سیستم مناسب و آینده دلخواه بسیار پیچیده باشد اما چند مورد را در دولت موقت پس از رژیم اسلامی باید در نظر داشت:
- زندانیان سیاسی و عقیدتی باید آزاد شده و آزادی بیان، عقاید و مذهب در میان جامعه نهادینه گردد. اگر در دوران پهلوی به نیروهای مخالف اجازه چاپ روزنامه، تشکیل حزب و راهپیمایی داده می شد نیاز به جنگ های چریکی و قیام مسلحانه نبود و اتفاق نمی افتاد آنچه نباید.
- قوانین و رسوم وحشیانه مذهبی همچون اعدام، قطع عضو و شلاق باید بطور کلی از میان برداشته شود.
- گفتگو و روشنگری و شفاف سازی بطور کلی سازنده است و تنها در فضای گفتگو است که می توان به نتایج سازنده و مفیدی رسید که دیرپا خواهد بود و نه موقتی و شتابزده. بدون شک مبحث تعیین سیستم مناسب برای آینده، بسیار حساس، پیچیده و زمان بر خواهد بود و این مهم تنها از راه گفتگو و مشورت بدست خواهد آمد و نه مبارزات مسلحانه. از طریق نظامی تنها زورمندان انتخاب می شوند و نه مناسب ترین ها.
- تمامی شاخه ها و نهادهای بی مصرف و بعضا تروریست حکومت اسلامی همچون آستان قدس، نشر آثار خمینی،  سپاه پاسداران، سپاه قدس، انواع و اقسام مراکز چپاول سرمایه های مردم با پوشش پژوهشگاه و سازمان مذهبی-عقیدتی و... باید مزمهل و منحل شده و دارایی هایی که طی سالیان اشغالگری و سرکوب مردم بطور نامشروع انباشته شده است به صاحبان اصلی آن، یعنی مردم برسد.
- فارغ از هر سیستمی، رسیدگی به وضعیت اسفبار اقتصادی و معیشتی مردم که بطور مستقیم و غیر مستقیم به میزان خودکش، طلاق، تن فروشی و بسیاری از ناهنجاری های دیگر مربوط است از مهمترین اولویت ها می باشد.
- بدون شک وضعیت اسفبار و نگران کننده کودکان از جمله موارد مهمی است که باید فورا به آن رسیدگی شود.
امید است که با پایان یافتن رژیم ترور و وحشت اسلامی ایران، سایه شوم کشتار، شکنجه و تحقیر فردی و گروهی افراد برای همیشه از سر مردم کوتاه گشته تا بتوانند در امنیت و رفاه به زندگی ادامه دهند و منطقه نیز روی آرامش به خود ببیند.