Saturday, May 23, 2020

بوسه جنجالی



اخیرا خبر دستگیری یک زوج پارکو کار تهرانی توجه  تمام رسانەهای اجتماعی را به خود جلب کرده و همه از دستگیری این دو دلداده جوان و شجاعت آنها و خارق العاده بودن نمایش آنها صحبت می کنند و اینکه اینها چگونه تابو شکنی کرده اند و با نبود امکانات و محدودیت های جامعه ایران اینگو با پشتکار و بی  پروایی تمام مهارت های خود را به عرصه نمایش می گذارند و با بوسه های عاشقانه به نظام ولایت فقیه پوزخندی جانانه می‌زنند و خبر دستگیری یکی از این زوج و تحت تعقیب بودن آنها به خاطر این نمایش جسورانه همه جا سر و صدا می کند.
با اینکه این نمایش قابل ستایش و تقدیر است اما مسائل حاشیەای که درکنار این نمایش حیرت انگیز اتفاق می‌افتد خبر از داستانهای پشت پرده این ماجرا میدهد.
اینکه علیرضا جاپقلی در صفحه اینستاگرامی اش می نویسد: با پدر من آشنا شید .
محمد جاپلقی افسر مبارزه با مواد مخدر تهران که خرداد سال ۸۹ ، بعد از ۲۸ سال خدمت به طرز کاملا مرموز و بی سر و صدا ناپدید و پرونده بسیار قطورش هم چند سال پیش بدون هیچ نتیجەای بسته شد.
تقریبا بیشتر افراد می دانند که سپاه پاسداران در تجارت پولساز مواد مخدر ید طولایی دارد.
البته این مسئله تازه نیست در رژیم سابق هم دولت در این تجارت پولساز دست داشت. اینگونه است که پرونده کمی مشکوک می‌شود و در طرف دیگر داستان دختری که با علیرضا در تمام این نمایش همراه و یار است کسی نیسن جز مائده هژبری که چندی پیش به خاطر رقصیدن در صفحه اینستاگرامی اش به جرم تشویق به فساد در جامعه دستگیر و سپس با قرار وثیقه ای  هنگفت آزاد شد و ناگهان در ترکیه سر از لایو اینستاگرامی امیر تتلو در می آورد!
بعد به مدت ۲ سال خبری از این خانوم نیست و هیچ کس نمی داند تکلیف پروندەاش چه می‌شود و ناگهان دوباره سر از نمایش‌های اینستاگرامی علیرضا جاپقلی در می آورد!
این است که قضیه پیچیده تر از آنچه فقط دستگیری دو معشوق در حین حرکات حیرت انگیز ورزشی و بوسیدن بربام های تهران باشد به نظر می رسد!
اما چطور جامعه سیاسی ما که  جامعه هیجان زده و عاشق جنجال و بهره برداری سیاسی از اینگونه ماجرا هاست متوجه این موضوع نیست جای بسی تأمل دارد!
اینکه پشت پرده این ماجرا چه داستانی نهفته و اینکه آیا اینها دعوای سیاسی جناحی داخل ایران است و آیا موضوع جدیدی برای سرگرم کردن اذهان عمومی و فعالان سیاسی همیشه در خواب ما درخارج هم جای بحث دارد!

Wednesday, May 20, 2020

اتحاد با فاشیزم، مسئلە این است




مدتی‌ست کە طرفداران سلطنت دم از اتحاد می‌زنند و مرتب می‌گویند بیایید با ما متحد شوید تا این فرقە تبهکار را بر زمین بکوبیم.
در نگاە نخست البتە اتحاد کلمە زیبا و دلگرم کنندەایست.
کمی بیشتر کە دقت می‌کنیم و لایەهای بیشتری کە بر می‌داریم متوجە نکاتی می‌شویم کە ما را بە تامل وا می‌دارد.
البتە سقوط رژیم جنایتکاری کە تا بناگوش در خون ملت غوطەور است بە سود مردم ایران، خاورمیانە و تمامی انسان‌های کرە زمین است و هیچ انسان آزادەای در این شک ندارد.
اما دقیقا مسئلە مهم و حساس از این نقطە آغاز می‌شود. بە چە قیمتی؟
زمان نوجوانی کتاب داستانی خواندم بە اسم "پنجە میمون". داستان ازین قرار بود کە یک خانوادە کوچک سە نفرە یک تکە جادویی از انگشت یک میمون را در اختیار داشتند کە می‌تانست سو آرزوی آنها را برآوردە کند اما نمی‌دانستند کە بە واقعیت تبدیل شدن هر آرزو هزینەهای بسیار سنگینی دارد کە البتە بە برآوردە شدنش نمی‌ارزد.
نکتە اساسی اینست کە در برخی اتحادها مصیبتی نهان و نهفتە است کە برای مردم همچون سم مهلک و کشندە است.
اگر نیک بە اساس و جوهرە حرکت سلطنت خواهی و شاە طلبی خلاصە صحبت‌های شاەالهی‌ها نگریستە شود، می‌توان بە عمق فاجعە پی برد.
نخست باید پرسید کە ما چرا می‌خواهیم  رژیم حاکم بر ایران را ساقط کنیم؟ این رژیم چە حقوقی از ما ضایع کردە است کە ما بر خود لازم می‌دانیم برای سقوطش بە آب و آتش بزنیم؟
پاسخ بە این سوال شاید اصلی‌ترین دلیل مناقشەها و چند دستگی‌ها میان گروەها، احزاب، سازمان‌ها و افرادی بودە است کە مایل بە سقوط رژیم حاکم هستند.
اینجاست کە میان آزدی‌خواهان و سلطنت طلب‌ها شکاف عمیقی ایجاد می‌شود.
طرفداران سلطنت و سیستم انفرادی و مرکزگرا، تمام ایران را حق طبیعی و ملک پدری پهلوی‌ها دانستە و رژیم کنونی حاکم بر ایران را اشغالگر و غاصب این حق طبیعی می‌دانند بنابراین بر همه مردم واجب می‌دانند کە برای پس گرفتن ملک شش دانگ شاە گذشتە و پس دادن آن بە فرزندان و بازماندگان وی تلاش کردە و البتە از جان و مال خویش بگذرند.
حال این دیدگاە را مقایسە کنید با بسیجی‌ها و ذوب شدگان ولایت کە درست با همین منطق، ایران و تمامی انسان‌ها، حیوانات و نباتات موجود در آن را ملک رهبر خود دانستە و بر همه واجب می‌دانند کە برای تثبیت اقدار این ارباب و صاحب اختیار جان و مال مردم از خون خود و فرزندانشان بگذرند.
این اساسی‌ترین دلیلی‌ست کە انسانهای آزادی‌خواە و آزادە نباید اجازە دهند تفکری بە نام سلطنت در ایران رشد کردە و پر و بال بگیرد، چە رسد بە وقوع آن.
شاەالهی‌ها البتە معایب دیگری نیز دارند و آن تحریف شدید واقعیت است. آنها بی هیچ شرم و اغماضی بە تاریخ دست بردە و شترگاو پلنگی پر از تناقض بە مخاطبان خود عرضە می‌کنند.
برای مثال در این تاریخ بزک شدە، رضاقزاق و فرزندش همچون سوپرمن و بتمن ناجی ایرانی می‌شوند کە در حال تکە تکە شدن است و مردم آن دیار تقریبا شبیە قبیلە آدمخوارهای جنگل‌های آمازون زندگی می‌کنند. نشانی ازتمدن در هیچ کجای ایران نیست، همگی مطلقا بی‌سوادند و انواع بیماری‌ها مردمان را فراگرفتە است.
اما با ظهور سوپرمن، چهارگوشە مملکت با میخ ارادە پولادین وی محکم شدە، دانشگاە بە مردم نادان و عوام را کە تا روزگار پیش از آن از زحمت لباس فارغ بودند با نعمت لباس یکدست در سراسر کشور آنهم کت و شلوار پوشاندە شدند.
جالب آنکە گرچە رضای قزاق همچون محمد رسول‌اللە سواد نداشتە و جهانگردی هم نکردە است تا ببیند و بیاموزد اما بە طرز معجزە آسایی همه چیز را می‌داند.
البتە این داستان نیاز بە نقش منفی هم دارد کە این وظیفە بە عهدە نیروهای چپ و کمونیست‌های بی وطن و نوکر شوروی گذاشتە می‌شود.
در ایران آیندە شاید بتوان با چند واحد درسی و تعدادی برنامە تلویزیونی با این تحریفات مبارزە کرد و آن را از ذهن‌ها پاک کرد اما شاەالهی هایی کە سال‌هاست کە در کشورهای آزاد و دموکراتیک زندگی می‌کنند و همچنان چنین عقایدی دارند بدون شک یا مشکل مغزی دارند یا بە طمع لقمە چرب و نرم از مقام معظم پهلوی بر اسب لجاجت می‌تازند و کوچکترین امیدی بر آنها نیست و در هر دو صورت اتحاد با آنها برای بر انداختن سیستمی کە همانند آنهاست توهین بە گروە و یا حزب متحد است.
و اما در پایان این مسئلە باید مد نظر قرار بگیرد کە عدم اتحاد با فاشیزم نە تنها عیب و ایراد نیست بلکە فضیلت بودە و این منطق بی منطق اتحاد تحت هر شرایطی مطمئنا اتفاقات پس از انقلاب ٥٧ را دوبارە تکرار می‌کند.

فرشید سلطانی- استکهلم

Saturday, May 16, 2020

عهدنامە استعماری سایکس-پیکو

صد و چهار سال پیش در چنین روزی  امپراتوری فروپاشیده عثمانی در خاورمیانه طی قراردادی معروف به سایکس-پیکو بین کشورهای بریتانیا و فرانسه تقسیم شد.
منبع: تلویزیون آرین


Friday, May 15, 2020

تخریب قبرها توسط نیروهای تحت حمایت ترکیە

حملە گروه‌های تحت حمایت دولت فاشیست ترکیه به گورستان مسیحیان و تخریب سنگ قبرها در عفرین.
اینگونە اعمال شنیع و چنین بی‌اخلاقی‌هایی از سوی داعش و سایر نیروهای تحت حمایت ترکیە، عضو ناتو و اتحادیە اروپا پیش از این هم در شهرهای کردنشین ترکیە و سوریە(روژاوا) انجام گرفتە بود.



Sunday, May 10, 2020

یادمان خسرو روزبە

 شصت و دوسال پیش در ۲۱ اردیبهشت ۱۳۳۷ خسرو روزبه ‌افسرمبارز و شورشی ، به دست دژخیمان رژیم‌شاه به‌جوخه‌ تیرباران سپرده شد.



ویدیو برگرفتە از تلویزیون آرین است

Friday, May 8, 2020

زینب و رویاهایی کە دفن شدند

پس از خودکشی زینب، دختر ۱٢ ساله ایلامی، کسی به کمک این خانواده فقیر نیامد، متاسفانه این خانواده به علت فقر اقتصادی فرزند خود را در فاصله ۲۰۰ متری منزل‌شان دفن کردند و این نشان می‌دهد این خانواده به‌شدت با مشکل اقتصادی مواجه بودە و توانایی خرید قبر نداشتند.
همین پاراگراف از روزنامەهای داخلی، کافی‌ست تا انسان بە عمق فاجعە پی ببرد.
زینب و زینب‌های دیگر در سراسر ایران قربانی سیستم پلید و فاشیستی حاکم بر ایران بودە و هستند.
انسان از کدام درد زنان و دختران بگوید؟
 صدای زنان و دختران ستم دیدە در مناطق محروم و فراموش شدە ایران باشیم.



Tuesday, March 31, 2020

بە مناسبت سالروز فریب بزرگ رفراندوم حکومت اسلامی ایران





رفراندوم فرورین ۱۳۵۸ آغازی برای تسخیر قدرت سیاسی به نفع روحانیت بود

چهل و یک سال از رفراندومی که قصد و نقشه‌ی بنیان‌گزاران رژیم جمهوری اسلامی برای سوار شدن بر قیام مردمی ۵۷ را آشکار کرد می‌گذرد.
رفراندوم یا همه‌پرسی به معنی دانستن نظر مردم یک کشور در مورد موضوعی خاص است. هدف از همه‌پرسی پرهیز از قانون‌گذاری به زیان اکثریت جامعه‌ است. در نظام‌های نمایندگی و پارلمانی جدید، از همه‌پرسی برای تصویب قانون اساسی یا تغییر اساسی در حکومت بهره می‌گیرند. ولی امروزه به خصوص در برخی جوامع کوچکتر یا برابرتر،  برای اغلب امور کلان،  رأی همگان پرسیده می‌شود.
سابقه طرح موضوع همه‌پرسی در ایران به سال 1332 بازمی‌گردد. در این سال نمایندگان طرفدار دکتر محمد مصدق در حمایت از ابقای دولت وی و انحلال مجلس استعفا دادند. همین باعث شد تا دیگر جلسات مجلس به حد نصاب نرسیده و تشکیل نشود. در این شرایط، دکتر مصدق رفراندومی با موضوع انحلال مجلس و ابقای دولت برگزار کرد. این نخستین همه‌پرسی تاریخ سیاسی ایران بود. رفراندومی که البته کمتر از یک هفته پس از آن، به کودتای انگلیسی - آمریکایی علیه دولت مصدق منتهی شد.
قریب به یک دهه پس از برگزاری رفراندوم مصدق، نوبت محمدرضا پهلوی بود که آنچه انقلاب سفید می‌خواند را به همه‌پرسی بگذارد.
اما نخستین رفراندوم در ایران پس از پیروزی قیام 57، در روزهای دهم و یازدهم فروردین 1358 اتفاق افتاد و در این همه‌پرسی، نوع نظام حکومتی ایران با دو گزینه ی آری یا نه به جمهوری اسلامی، به رفراندوم گذاشه شد. امری که در آن روز انجام گرفت بیشتر مشخصه‌های گرفتن یک بیعت از مردم را داشت تا برگزاری یک همه‌پرسی. کما اینکه گزینه‌ی آری که همان رای به جمهوری اسلامی بود، ویژگی‌هایش برای مردم بسیار ناروشن بود.
 هرچند بسیاری از گروه‌های سیاسی مستقل این رفراندوم را تحریم کردند اما روح الله خمینی و طرفدارانش به یاری نفرتِ موجود از رژیم پهلوی و شوقی که اقشار مختلف مردم برای روزهای بهتر داشتند، توانستند با این رفراندوم تا حد زیادی خودشان را تثبیت کنند.
فریبکاریِ رفراندوم فرورین ۱۳۵۸ هیچگاه دیگر تکرار نشد و کاملا آشکار شد که بنیانگزاران رژیم جمهوری اسلامی، از طرح رفراندوم تنها برای تضمین کسب قدرت سیاسی و قبضه‌ی تمام عیار امور جامعه سود بردند.
رژیم کنونی حاکم بر ایران نه تنها اعتقادی به ساز و کار یک دموکراسی متعارف و رایج را هم ندارد بلکه شکل و ظاهر فرمال الگوی انتخابات دموکراسی رایج را هم تنها به صورت نمایشی برای کنترل و مدیریت سلطه‌ی کامل خود بر جامعه به کار می گیرد.
رژیم جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های گذشته، انتخابات و مجامع مربوط به نمایندگیِ مردمی را به یاری فیلتر تایید صلاحیت شورای نگهبان، به ارگان هایی برای تجمیع نیروهای خودی و وفادار به نظام تبدیل کرده است،  تا هر چه بهتر بتواند مانع تحقق اراده‌ی مردمی برای مشارکت در سرنوشت خود شود.

یاشار دلجو- ارسال شدە برای کنشگران آزاد ایران